تَعَلَّمـــــــــــوا العربیّـــــــة فإنّها لغة القرآن

ماجراى چسبیدن دست زن و مرد نامحرم در حال طواف !

زنى دور کعبه طوافمى‌کرد و مردى نیز پشت سر آن زن مى‌رفت. لحظه‌اى آن زن بازوى خود را از چادر بیرون آورد تا کعبه را لمس کند. ناگهان آن مرد دستش را دراز کرد و روى بازوى زن گذاشت. خداوند دست آن مرد را به بازوى زن چسباند. مردم دیدند و ازدحام کردند، چنان‌که راه عبور بسته شد.

کسى را نزد امیر مکه فرستادند و امیر مکه فقها و علما را حاضر کرد و آنها فتوا دادند که باید دست مرد را ببرند؛ زیرا آن مرد مرتکب گناه شده است. امیر مکه که از فتواى علماى مکه قانع نشده بود، گفت: «آیا در اینجا از خانواده پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) کسى هست؟ » گفتند: «بله، حسین بن على (علیه السلام) اینجاست».

امیر مکه کسى را نزد امام حسین (علیه السلام) فرستاد. امام حسین (علیه السلام) تشریف آوردند. به آن حضرت عرض کردند: «اى فرزند رسول خدا! حکم خدا درباره اینها چیست؟»

امام حسین (علیه السلام) رو به کعبه ایستادند و دست‌هایشان را بلند کردند.

آن‌گاه مدتى مکث فرمودند و دعا کردند. سپس به طرف زن و مرد رفتند و دست آن مرد را از بازوى آن زن جدا کردند. امیر مکه عرض کرد: «اى حسین! آیا این مرد را براى کارى که از او سر زده است، مجازات نکنیم؟» حضرت فرمود: «نه».

گویند آن مرد همان شتربانى است که در کربلا دست امام حسین (علیه السلام) را قطع کرد و این‌گونه لطف آن حضرت را پاسخ داد.

(شجره طوبی، حا، عین، ص ۴۲۲ )




طبقه بندی: ، 
نگارش در تاریخ ۱۳٩۳/٧/٢۱ توسط مجید بیگلری | نظرات()
قالب وبلاگ