تَعَلَّمـــــــــــوا العربیّـــــــة فإنّها لغة القرآن

 

سلطان سلیمان از سلاطین عثمانى بود. نهر حسینیه را که منشعب از شط فرات است در کربلاى معلى احداث نمود و بعد از آن به زیارت حضرت امیر المؤمنین علیه السلام مشرف‏ گردید و در نزدیکى مشهد علوى قصد نمود که پیاده محض احترام آن حضرت مشرف شود لذا از اسب پیاده شده. قاضى عسکر که مفتى جماعت بود چون از اراده سلطان اطلاع یافت بعرض رسانید که صلاح نیست که پیاده بروید به جهت این که شما سلطان زنده هستید و در انظار موهون است با این وضع تا قبه منوره رفتن. سلطان مردد شد قرار شد که به قرآن تفأل جویند، سلطان قرآن را باز نمود این آیه اول ما یرى بود فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً سلطان بقاضى گفت سخن تو سبب شد برهنگى پا را هم مزید نمودى پس کفشها را از پاى درآورده پیاده از حدود نجف تا قبه منوره مسافت طى نمود.

نکته 686 هزار و یک نکته-حضرت علامه ذوالفنون حسن زاده آملی «حفظه الله»


برگرفته شده از tajaliazam.blog.ir



طبقه بندی: ، 
نگارش در تاریخ ۱۳٩۱/۱٢/۱٧ توسط مجید بیگلری | نظرات()
قالب وبلاگ