تَعَلَّمـــــــــــوا العربیّـــــــة فإنّها لغة القرآن

 

عادل فردوسی پور روزنامه نگار، مترجم، تهیه کننده، مجری تلویزیونی و

گزارشگر فوتبال، دارای مدرک کارشناســی ارشــد مهندســـی صنایـع از

دانشگاه صنعتی شریف است...


دل فردوسی پور در مهرماه ۱۳۵۳ در محله شهر آرا تهران متولد شد. وی فرزند نخست خانواده است و یک خواهر و یک برادر نیز دارد. پدرش از اهالی رفسنجان و کرمانی الاصل است. وی دوران دبستان را در مدرسه “ذوقی” گذراند. از همان زمان علاقه اش به فوتبال نیز نمود پیدا کرد، علاقه ای که بعدها خانواده را نگران کرد. عادل دوره راهنمایی را در مدرسه طالقانی گذراند و چهارسال دبیرستان را به مدرسه البرز رفت و با معدل ۱۸ دیپلم گرفت.

وی علاقه زیادی به نشریات ورزشی داشت؛ تمام امید و آرزویم مجله “دنیای ورزش” یا “کیهان ورزشی” بود که هر هفته برای بدست آوردنش کلی تلاش می کردم. خانواده اش اهل فوتبال نیستند، وی در این باره گفته است که “هضم این موضوع که من فوتبال را دوست دارم برای خانواده ام بسیار دشوار بود، با التماس پدرم چند باری مرا به استادیوم برد، اما موضوع آن بود که آنها اصلا به فوتبال علاقه ای نداشتند.”

همزمان با آغاز دوره دبیرستان به دلیل علاقه فراوانی که به زبان انگلیسی داشت به یادگیری زبان پرداخت. با ورود به دانشگاه شریف در رشته مهندسی صنایع، توانست یادگیری زبان انگلیسی را نیز ادامه دهد و در سال سوم دانشگاه انگلیسی را بخوبی فرا بگیرد. او تحصیل را در دانشگاه شریف تا مقطع کارشناسی ارشد در رشته صنایع ادامه داد و در همان دانشگاه به تدریس زبان تخصصی مشغول شد.

فردوسی پور فوتبال را دوست دارد و خوب نیز بازی می کند. شعر دوست نیز هست و با سپهری میانه ای دارد.

“راستی اگر سهراب سپهری زنده بود، می توانست در برنامه “نود” به عنوان یک کارشناس حاضر باشد. حیف شد!” او در سال ۱۳۸۴ با گروه اجرایی نمایش “فنز” به نویسندگی و کارگردانی محمد رحمانیان همکاری کرد. نمایش “فنز” درباره یک خانواده انگلیسی بود که همگی از طرفداران متعصب تیم منچستر یونایتد بوده و پرویز پرستویی در این نمایش نقش برادر بزرگ‌تر را ایفا می‌کرد که گزارشگر رادیو بود و عادل نیز به جای او گزارش انگلیسی می کرد.

در سال ۲۰۰۹ هفته نامه نیوزویک او را در فهرست پرقدرت ترین افراد در ایران در رده نوزدهم جای داد. مجله ورلدساکر به او لقب جان ماتسن ایران داده است.

وی فعالیت رسانه‌ای خود را در سال ۱۳۷۲، با روزنامه‌نگاری در اولین روزنامه ورزشی کشور، روزنامهٔ ابرار ورزشی به سردبیری اردشیر لارودی آغاز کرد. در آن زمان، سال سوم مهندسی بود.

خود وی در این باره می‌گوید:
“اردشیر لارودی در رابطه با حیطه کاری ام پرسید و پاسخ دادم ترجمه. متنی به دستم داد. صبح فردای آن روز کارم را تحویل دادم و از چند روز بعد کار را شروع کردم.” بزرگترین علاقه مندی اش حضور در صدا و سیما بود، وی در این باره می گوید: “n بار تست دادم تا در نهایت قبول شدم.

آخرین باری که تست دادم اواخر سال ۱۳۷۳ بود. اوایل هم پاسخ مثبت بود، اما می گفتند صدایت جوان است و پخته نیست.”

پس از چندین آزمون به صدا و سیما راه یافت اولین بار در سال ۱۳۷۴ در جریان بازی فوتسال جام رمضان صدایش از صدا و سیما پخش شد.

در ابتدا به گزارش برنامه منتخب ورزشی پرداخت و با گزارش بازی ها در جام جهانی ۹۸ به شهرت رسید. آن زمان کسی اسم فردوسی پور را نمی دانست، درباره اش می گفتند “همان مجری که می داند شب قبل بازیکنان لیورپول چه خورده اند!” فردوسی پور به روز بود و اطلاعات تازه ای داشت، اسامی بازیکنان خارجی را درست تلفظ می کرد و در شیوه گزارشگری و خواندن اسامی، در صدا و سیما تحولی ایجاد کرد.

هوشنگ نصیرزاده درباره وی می نویسد:
“جوانی است قد بلند، عاشق فوتبال، بسیار کم رو و خجالتی، سر به زیر، کم حرف، طرفدار انتقاد، نوگرا و دارای خانواده اصیل و معتقد به اصول.”

مازیار ناظمی در باره حضور عادل فردوسی پور در صدا و سیما می نویسد: “اگر اشتباه نکنم سال ۱۳۷۵ بود که به عنوان گوینده و تهیه کننده در گروه ورزش شبکه سه سیما فعالیت داشتم یادم می اید جوان قد بلند و موفرفری آمده بود که تست گزارشگری فوتبال بدهد. کلی مجلات “ورد ساکر” هم زیر بغلش بود و قرار شد روی یکی از فوتبالهای اروپائی صدا بگذارد وقتی کارش را شروع کرد به حدی صدایش بد و اجرایش مشکل داشت که همه می خندیدند.

کمتر کسی از بچه های حاضر در آن زمان فکر می کردند عادل بتواند با جواد خیابانی که برای خودش اسم و رسمی بهم زده بود، رقابت کند و در نهایت هم او را کنار بزند. گزارشگری تنیس، مسابقات اتومبیلرانی، نوشتن اطلاعات لازم برای برخی گزارشگران قدیمی تر و کم کم وارد شدن به عرصه گزارشگری فوتبال مسیری بود که عادل در سیما طی کرد.”

درباره همکارانش می گوید: “سعی کرده ام از همه آنها چیز یاد بگیرم؛ از وارث، شفیع، کوتی و بهروان گرفته تا جواد خیابانی که خیلی به من کمک کرد. و حتی همکاران نسل جدید مثل آقای علیفر، مزدک[میرزایی]، پیمان[یوسفی] و بقیه.” اگر برنامه های ورزشی صدا و سیما را در خاطر مرور کنیم، از جام جهانی ۹۸، عادل فردوسی پور مهمترین بازی های ایران را به همراه جواد خیابانی گزارش کرده، هرچند که این روزها، حرفه ای گری اولی موجب کسادی کار دومی شده است.

او می گوید طرفدار هیچ تیمی نیستم، با جوی که ایران دارد نمی شود طرفدار تیمی بود. اما به لیورپول انگلیس از قدیم علاقه داشته است.

وقتی برنامه “نود” کلید خورد

فردوسی پور در سال ۷۸، طرحی را از روی یک برنامه پر مخاطب ایتالیایی ارائه داد که در خرداد همان سال در قالب برنامه ۹۰ ارائه شد، برنامه ای که شهرتی برای او به ارمغان آورد.

وی درباره برنامه “نود” می گوید: “ماهیت برنامه “نود” نقد و بررسی بازی های لیگ و اتفاقات پیرامون فوتبال است. نمی توان اصل آن را تغییر داد.” فردوسی پور متاهل است و از نظرات همسرش در خصوص برنامه بهره می گیرد. او از نظرات دیگران استقبال می کند، اما برای برنامه اش اسلوبی دارد.

داور پیشکسوت فوتبال ایران در این باره می گوید: “عادل سعی می کند برنامه نود را به هیچ کس و هیچ چیز نفروشد و از بهترین دوستش هم انتقاد می کند. او مهارت دارد که وارد ماجراهایی شود که برای افکار عمومی جالب است و متخصص کشیدن مو از ماست است.”

وی همزمان با برنامه نود بزرگ شد و با آغاز دوره لیگ برتر فوتبال و برنامه های هفتگی اش که به تحلیل رویدادهای ورزش فوتبال کشور می پرداخت، چهره شد. آنچنان که برنامه هایش تاثیر مستقیمی در تیم های مطرح کشور، فدراسیون و تربیت بدنی داشت.

وی در این سال ها همیشه یک روند رو به رشد را طی کرده و سعی کرده به خطوط قرمز احترام بگذارد. به قول خودش هرگاه که کسی نیز به این خطوط احترامی نگذارد، پرچم می زنم و بالا و پایین می پرم.

در این سال ها که برنامه “نود” را ارائه می دهد، در استودیوی شماره ۱۴ به اجرای برنامه می پردازد، استودیوی کوچکی که به یمن دستگاه های دیجیتالی بسیار بزرگ به نظر می رسد.

معمولا در زمان تعطیلی لیگ، برنامه نود نیز تعطیل است. سرقفلی “نود” نیز به نام عادل زده شده، هرچند که تاکنون چهار بار مزدک میرزایی و رضا جاودانی به جای او ایفای نقش کرده اند، اما کسی آن ها را به یاد نمی آورد، همه نود را به نام فردوسی پور می شناسند.

 

منبع :::::   http://www.aftabir.com/blog/?p=5537

 

 

 

 




طبقه بندی: ، 
نگارش در تاریخ ۱۳٩٠/۸/٢۳ توسط مجید بیگلری | نظرات()
قالب وبلاگ